|
به نام خالق عشق
زندگی را درک کن.زیرا آخر جاده ی زندگی تابلویی هست با این نوشته:دور زدن ممنوع!
   
گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت... ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد.. آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...
   
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکني
   
هر صدايي که برآيد،نداي عشق نيست ...... با ايمان نبود آنکه نداند عشق چيست
   
.jpg)
هنوز پشت هر در بسته ای ترا جستجو میکنم با هر نگاه ساده ای ، تا انتهای چشمانت غرق میشوم دستانم از سردی نبودن تو میلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران میبارد ، زمینش یخ زده است دستانم میلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالی تن سرد خیابان به انزوا رفته است کاش میشد
   
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم
   
كاش بداني روشن ترين ستاره بخت مني . پس بتاب و دنياي مرا روشن كن .
    دنيا را برايت شاد شاد و شادي را برايت دنيا دنيا ارزومندم
   
تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم
   
.jpg)
|